کتاب معرفت

آشنائی جامع با قران کریم

کتاب معرفت

آشنائی جامع با قران کریم

شیطان بزرگ به خداوند پناه می برد

به نام خدا

آمریکا با شعار کمک به ملت ایران بکشورمان تجاوز کرد وپس ازترور رهبر فقید می بایست صحنه را ترک کند تا صداقتش اثبات شود

اما نه تنها نرفت بلکه برشدت تجاوزات افزود

با مخالفت جدی مردم ایران به ادامه تجاوزات چون توقف جنگ موجب سرشکستگی  اشان می شد اینک درپناه نام خداوند اقتدار خودرا برخ ملت ایران می کشد .

اقتدار واقعی یک ملت به قدرت نظامی نیست وداشتن بمب وسلاح ویرانگر افتخار نیست مهم شرافت انسانی است که فرهنگ آمریکا فاقد آن است 

چگونه با صهیونیست های متجاوز همراهی می کند؟

چگونه رئیس جمهور آمریکا درکنار یک جنایتکار تحت تعقیب درداخل وخارج اسرائیل می نشیند وجالب است شاهزاده تازه ازراه رسیده سخن از صلح ملت ایران با صهیونیستهای متجاوز می گوید

شیاطین گرد هم آمده اند تا ایران را ویران کنند 

ایران درمنطقه وجهان دارای اعتبار تاریخی و دریک صد سال اخیر دوانقلاب بزرگ درآن روی داده است 

آن شاء الله در انقلاب بعدی شاهد مردم سالاری با فرهنگ ایرانی خو اهیم بود

ملت ایران یکپارچه دربرابر اجانب می ایستد

به نام خدا

امروز شاهد بودیم ملت ایران یکپارچه فریاد مرگ بر متجاوزان بیگانه سر دادند

علت حضور یکپارچه مردم درروزقدس بیانگر یکپارچگی ملت ایران در مقابله با تجاوز صهیونیسم بکشورمان  است

سرزمین ایران جایگاه ایرانیان پاسدار وطن شریف خودهستند.

نظام  جمهوری اسلامی  باید به این ویژگی ارزشمند ایرانیان توجه جدی کند

جمهوری اسلامی نباید به یک گروه اسلامی متکی باشد

همه ادیان ومذاهب دراین سرزمین کشورشان را دوست دارند

اگر راهپیمایی برای حمایت از مسوولان فعلی بود هرگز چنین اجتماعی تشکیل نمیشد

باید تغییر جدی در شیوه مدیریت داده شود انتخابات آزاد برقرار شود 

فرصت لازم برای بیان اعتراضات داده شود

جامعه را نباید با فرهنگ یک گروه اشباع نمود ایران نیازمند فرهنگ بومی خود هست 

فرصت‌ها را دریابید که درگذر است

امروز ملت ایران نشان داد دربرابر تجاوز اجانب حتما می ایستد

آنگاه دربرابر ستم های درون خو اهد پرداخت 

تریبون هارا دراختیار تمامی گروه ها قرار دهید تا نظراتشان  بیان کنند

بایک تغییر شکلی اقتدار ایران باز می گردد

به نام خدا

گرچه ابتدا یانکی ها اعلام کرده بودند هدفشان حدف رهبری وکمک به ملت ایران است تا حکومت خودرا برپا کنند اما با کشته شدن رهبر ایران وتداوم جنگ به نظر می رسد که اهداف خطرناک‌تری درکله بی معز غرب وحشی است

سخنان اخیر وزیر جنگ آمریکا نشان داد که یک اتحاد مذهبی میان صهیونیسم و مسیحیت فاسد در آمریکا بوجود آمده که نمونه آنرا در جزیره آپستین دیدیم واینک درعمل می خواهند تحت عنوان یک جنگ مذهبی علیه حکومت ولایی جنگهای صلیبی را راه بیندازند وایران را نابود کنند

قبلا بوش در زمان حمله به عراق چنین نیت پلیدی را مطرح کرد ولی آنرا پس گرفت وتحت عنوان دفاع ازکویت به عراق حمله کرد ووارد عراق شد اما با

 ار دنگی عراقی ها ازآنجا طرد شدند واینک چنین قصدی برای ایران عزیز دارند

برای اینکه همه ایرانیان فارغ از دین وآیین دربرابر تجاوز صهیونیسم وسلطه گر جهانی بایستند باید نطام کشوررا بدست سیاستمداران بسپریم و روحانیت بجایگاه اصیل خود بازگردد وکماکان درقوه مقننه قوانین با احکام الهی وبشری انطباق دا ه شود

این تغییر شکلی ازحکومت روحانی به دینی می تواند روحیه  ایرانیان را در مقابله با استکبار جهانی تهییج کند 

امروز وظیفه همگان است تا د ربر ابر تجاوز دشمنان از سرزمین مادری حفاظت کنند

هرچه از ظاهر اسلام بکاهیم وبر ایرانیت بیافزاییم پیروزی درکمین ماست

ایران درکشورمان فراتراز همه ادیان ومذهب است بویژه نسبت بیک باور تندروانه

چگونه ملت ایران می تواند به حقوق خود درقانون اساسی برسد؟

به نام خدا

درقانون اساسی کشور حقوقی برای ملت مطرح است  چگونه ملت ایران 

می تو اند حقوق خودرا استیفا کند؟

درآغاز شورای نگهبان با نظارت استصوابی کاندیدای مردم را سرند نموده ومعیارهای خودرا بکار می گیرید دراینجا ملت نمی تو اند نمایندگان واقعی خودرا به مجالس موجود وریاست جمهوری گسیل دارد

حال با همین وضعیت  به هنگام اعتراض به مصوبه ای یا احقاق حقوق خود خواهان مجوز برای راه پیمایی است اما تا کنون حتی یکبار هم مجوز نداده اند همه اعتراضات یا بدون مجوز بوده وبدرگیری می انجامد ویا راه پیمایی ها دولتی است

درنهایت وقتی اعتراضات بالا می گیرد نوبت رهبری می شود تا دریک سخن رانی پنبه آنها زده شود 

یعنی ملت ایران برای احقاق همین حقوق مندرج درقانون اساسی با هفت

 خو ان رستم مواجه است

ابتدا شورای نگهبان بعد مقامات امنیتی ودراخر رهبری

پیروزی درجنگ خواسته تمامی ملت است اما..

به نام خدا

جنگی ناجوانمردانه ازسوی صهیونیست های نابکار وامریکای جهانخوار علیه ملت شریف ایران آغاز شد وتا کنون ۱۳ روز ادامه دارد

کشتار مردم بی گناه وخسارات بزرگ روحی جسمی ومالی بهمراه داشته است

اگر نظام دراین جنگ شکست بخورد شکست ایران وملت ایران است وموجب سرافکندگی خواهد بود ولذا قطعا ملت ایران خواهان پیروزی دراین جنگ است

اما اگر پیروزی حاصل شد اکثریت مردم شاد نخواهند بود چون هنوز خو استه آنان  جامه عمل نپوشیده است

نظام باید همراه با پیگیری جنگ تصمیماتی بگیرد تا اکثریت ملت در پیروزی آینده  درجنگ  با اقلیت خوشحال همراه باشند

رسیدگی به نیازهای مالی مردم وظیفه هررژیمی است که برعایای خود برسد.اما ملت ایران خواهان برچیدن سیستم ارباب ورعیتی است.

آشتی میان دین ودموکراسی

به نام خدا

سکولاریسم  سرانجامش  جزیره آپستین است که  ازسوی غرب محکوم هم نشد

حکومت ولایی هم عاقبتش  استبداد دینی وغیر پاسخگوست

چه باید کرد؟

ملت ایران درانقلاب مشروطیت با دادن شهید این آشتی را میان دین ودمکراسی ایجاد نمود اما باب پسند پهلوی ها نبود واجرا نشد

درآینده پس از پایان درگیری  باید با تلفیق این دو بساط ولایت فقیه جمع شود وهمین شورای نگهبان با اعضای شایسته مراقب حقوق بشر واحکام دین در تصویب قوانین باشند 

البته تفسیر استصوابی هم کلا بر چیده خواهدشد

صلاح ملت ایران درپذیرش خواسته ایران ازسوی غرب است

به نام خدا

فارغ از اینکه غرب درجنگ بدنبال منافع خویش است ولی درشعار اعلام می‌کند این جنگ بخاطر ملت ایران است تا حکومت خویش را برپا کند

به نظر بنده صلاح ملت ایران دراین است که امریکا پیشنهادات ایران را درمورد خاتمه جنگ بپذیرد 

تا ملت ایران بتواند درمورد اصلاحات بنیادین با حکومت خود اقدام کند

والا تداوم جنگ موجب خسارات بیشتر برای ملت بوده وموجد کینه علیه غرب وصهیونیستها می شود ونظام موجودرا هم تندرو تر می نماید

خردمندان غربی وارد میدان شوند وجنگ را خاتمه دهند مردم در تنگنا هستند 

ملت ایران هرگز تجاوزات غرب را بکشورشان فراموش نخواهند کرد 

علم دین یا عالم دین

به نام خدا

درهر رشته علمی عالمانی وجوددارد که در رشد این دانش تلاش می کنند

انسان ها در حکومت خود از علم عالمان برخوردار می گردند وآنان را درخدمت خود می گیرند وپاس می دارند عالم هرجا رود قدر بیند وبرصدر نشیند

علم دین هم یکی از علوم موجود است که عالمان دین درخدمت بشریت وحکومتهای مردمی اند مانند اولیای اسلام که درمسیر هدایت درخدمت مردم وحکومتهای مردمی بودند

مدیریت خود علمی مستقل است وحاکمان ازمیان مدیران شایسته انتخاب می گردند وهرگز عالمان دیگر رشته ها صلاحیت مدیریت ندارند

عالمان دین هم چنین اند وباید درخدمت مردم وحکومت ها باشند

درانقلاب مشروطه این امر لحاظ شد تا قوانین با حضور چند عالم دین به تصویب برسد که متاسفانه پهلوی ها بدان عمل نکردند ومنتج به اعتراض عالمان دین قرار گرفت ودر انقلاب اسلامی قرار بود که عالم دین درخدمت یادشده باشد ولی متاسفانه وارد مدیریت شدند وهمه چیز خراب شد

مثلا برای ریاست جمهوری نیازی نبود یک متخصص جراحی انتخاب کنیم ویا برای رهبری یک عالم دینی 

اینگونه مناصب حکومتی باید بدست عالمان مدیریت قرار گیرد تا بتو آنند از همه  دانشمندان درهررشته بهره برند 

عالم دینی در مناصب حکومتی هم خودرا ضایع می کند وهم دین را

نظام ولایی یاارباب ورعیتی

به نام خدا

در نظام هستی انسان با اختیار بندگی خدا را می پذیرد ورابطه عبد ومعبود برقرارمی شود رابطه ای مبتنی بر عاشقی میان بنده وآفریدگار او که عادل است.

حاکمان زورگوی ازهمان دوران قدیم خودرا خداوند مردم تحت ستم می دانستند ابتدا آنانرا برده وسپس شیوه ارباب ورعیتی باب کردند که درزمان پهلوی دوم درایران منسوخ شد

برای اینکه هیچ حکومتی خودرا بدیل خداوند بداند خداوند سرنوشت انسان را بدست خودش سپرد تا انتخاب کند نه برده کسی باشد ونه رعیت اربابی

حتی پیامبران خودرا از پذیرش این مسوولیت بازداشت وپاداش رسالت آنانرا خود می پرداخت تا کسی بنام خدا برمردم حکومت نکند ودراموال آنان تصرف ننماید

در انقلاب مشروطیت این یوغ بندگی که ملت ایران ازحکومت قاجار داشت برداشته شد امابا استبداد پهلوی ها ودخالت اجانب حکومتشان ساقط  ودرانقلاب اسلامی اندیشه ارباب ورعیتی باردیگر  تحت عنوان ولایت برقرار شد

ملت ایران شایسته آزادی وحکومت مردم سالار با فرهنگ بومی ودینی خود است نه  یک شیوه قرون وسطایی که درجهان منسوخ شده است

البته نوع دیگری از حکومت ارباب ورعیتی درغرب حاکم است که هوشیار باشیم در اصلاحات آینده  دردام آن نیفتیم

حکومت عبد ومعبودی تنها میان خداوند وبندگانش درسراسر جهان و با اختیار برقرار است وبس 

پاداش اکثریت ساکت همراه با نظام چه خواهدبود؟

به نام خدا

دشمنان کینه توز جنگی ناجوانمردانه را علیه کشورمان آغاز کردند وهم اینک با بمباران های مداوم بخش هایی ازسرزمین عزیزمان را نابود می کنند 

خوب از قلدران جهانی بیش ازاین توقعی نمی رود 

اما مردم شریف ما همانگونه که در جنگ ۱۲ روزه گذشته با نظام همراهی کردند ولی درجریان اعتراضات پاسخ مناسبی دریافت نکردند این بار نیز با سکوت خود متجاوزان بکشورمان را طرد وهمچنان برای موفقیت ارتش کشورمان دعا می کنند 

آیا پس از موفقیت نیروهای مسلح دراین نبرد نابرابر پاسخی مناسب برای خواسته های خود دریافت خواهند نمود؟


غرب تا کجا می خواهد از صهیونیست ها حمایت کند؟

به نام خدا

صهیونیسم پدیده ای فاسد وجعلی است  وهیچ مبنایی در دین موسی ع ندارد.

اگر بفرض که طالب کشوری باشند سازمان ملل چارچوب آنرا مشخص کرده تا درکنار کشور فلسطین زندگی کنند آما درطول ۷۵ سال ازتاسیس این کشور جعلی تا کنون منطقه روی آرامش ندیده است

واساسا با آمدن دین اسلام ونسخ ادیان گذشته آن تعهد نسبت به مؤمنان دین موسی منتفی بوده وصهیونیستها وارث چیزی نیستند

خر دمندان غرب تا کجا می خواهند از این پدیده نا همگون درمنطقه حمایت کنند 

آیا صهیونیسم برآنها چیره شده ودست از دین مسیحیت برداشته اند؟

آیا تقویت یک گروه تروریستی ومحدود بر همزیستی با بیش ازیک میلیارد مسلمان ترجیح دارد؟

باید به خردمندی دنیای غرب شک کرد وشاید سکولاریسم محصولش همین است که  باید درپای سرمایه های صهیونیستها خودرا قربانی نمود

البته چهره غرب را در جزیره اپستین قبلا دیده ایم که ساخته صهیونیست ها بود  

محصول مهم انقلاب اسلامی

به نام خدا

درانقلاب مشروطیت  هدف سلطنت مشروطه بود بهمراه قوانینی مبتنی بر اسلام  اما ازهمان آغاز سلطنت پهلوی مسیر استبداد طی شد وملت ایران خواسته خودرا از انقلاب مشروطیت بدست نیاورد

درانقلاب اسلامی برهبری امام راحل ملت ایران طالب همان مشروطیت سابق بود یعنی اگر بجای شاه آخوند شاه ولایت شود مسیر استبداد پیش گرفته نشود اما این بار نیز یک سلطنت دینی برملت تحمیل شد ونتیجه را هم شاهدیم

خوب انقلاب اسلامی اگر رخ نمی داد ما تصورمان این بود که روحانیت می تواند ناجی ملت باشد ودیدیم که نشد ۴ دهه جنگ ودرگیری وهم اینک مشاهده می کنیم

برای بنده که در دوران جوانی مسیر انقلاب را طی کردم برآن باور بودم امروز این آگاهی با سپری شدن عمرم ونسلی سوخته بدست آمده است ولذا می نویسم تا دیگران آگاه شوند

ما ازدو انقلاب بزرگ خواسته ای داشتیم  وان مردم سالاری دینی بود چه با شاه تاجدار ویا شاه ولایت  اما هردو مسیر استبداد را طی کردند وخواسته ملت همچنان پابرجاست

نه استبداد دینی وسلطنتی  نه حکومت سکولاریسم وکمونیسم 

بلکه مردم سالاری دینی 

حکومتی کاملا برخواسته از اراء ملت در انتخاباتی آزاد وبدون شرط دین با قوانینی منطبق با حقوق بشر واحکام الهی که درمجلس قانونگذاری تصویب می شود

درباره اشخاص ومسائل منطقی باشیم نه احساسی ونه دگم

به نام خدا

درهستی تنها خداوند خیر مطلق است وهیچ نقص وناپاکی درذات وفعل او نیست  چون دارای علم وقدرت بی نهایت است

اما هرآنچه بجز او هست  همراه با نقص وعیب است  بنابراین دربرخورد با هر مساله ای یا شخصی نباید کلی نطر مثبت یا منفی داد 

هرفرد می تواند نقاط مثبت ومنفی داشته باشد هر حکومتی چنین است حتی شیطان که مظهر پلیدی است نقاط مثبت هم دارد یعنی در غرب وحشی وصهیونیستها نیز می توان نقاط مثبت یافت

بنابراین نباید دگم بود ویا احساسی برخورد کرد

اگر از حکومت ایران متنفر هستم اما تجاوز غرب وحشی را به کشورم نمی پذیرم

اگر از کشته شدن رهبر ایران شاد شوم ولی هرگز از کشتار کودکان میناب توسط جنایتکاران آمریکایی خوشحال نمی شوم

انتقاد بنده از کشتار مردم درایران بوسیله امنیتی ها موجب نمی شود که تجاوز بیگانه را تایید کنم ویا از اقتدار نیروهای مسلح علیه متجاوزان بیگانه تقدیر نکنم

بیاییم منطقی باشیم از نظام روحانیت ودولت امان نقد کنیم ودربرابر تجاوز بیگانه بایستیم

بیگانگان تا کنون چندین بار برای ما حکومت کاشته اند یکبار خودمان دست بکار شویم 

قدرتمند دربرابر بیگانه متواضع دربرابر ملت

به نام خدا

آنچه تا کنون در صحنه حملات ناجوانمردانه یانکی ها وصهیونیستها به کشور عزیزمان  بدست آمده است  نیروهای مسلح ایران عزیز اقتدار خودرا درسراسر منطقه با عزت حفظ نموده وتا این لحظه بیش از۲۵ میلیارد دلار خسارت به دولت آمریکا وارد نموده است

پاسخ رزمندگان کشورمان به دشمنان غربی در ۹ کشور همسایه درجنوب وغرب کشور وتسلط بر خلیج فارس اقتدار خودرا برخ جهانیان کشانیده است

اینها نشانه هوش وذکاوت ایرانی است که درطول تاریخ ثبت شده وغرب وحشی از دانش این سرزمین بهره ها برده است

نیروهای مسلح کشورمان در زمان سقوط پهلوی اعلام بی طرفی نمود وهرگز بروی ملت خود سلاح نکشید وبدولت قانونی موقت بازرگان تسلیم شد 

نیروهای مسلح مقتدر کشورمان در مسائل داخلی دربرابر ملت شریف ایران متواضع وسرفرود خواهد آورد 

جوانان برومند مسلح ایران هرگز بروی ملت خود برنمی گردد ودر مقابل خواسته های بحق آن سرفرود خواهد آورد 

دنیا شاهد این اقتدار وتواضع ارتش میهنمان خواهد بود


خشت اول چون نهد معمار کج. ...

به نام خدا

روزی ملت ایران دربرابررهبری بزرگ مانند امام راحل قرار گرفت که عموما پیرو دینی او بودند

با عشق بدو گراییدند وجمهوری اسلامی شکل گرفت اما قرار نبود که روحانیت سردمدار شود و خشت اول چنین گذاشته شد

دیدیم که پس از رحلت ایشان دیگر مرجعیت پیش نیامد وانتخاب به یک حجت الاسلام  پرآوازه رسید که آیت الله شدند

وپس از شهادت رهبر فقید اینک دیگر خبری از یک رهبر پر آوازه نبود وچاره در انتخاب یک حجت الاسلام  شدند

وقتی ملتی انتخاب می کند آن می شود وخبرگانی اقلیتی انتخاب می کند این می شود

این یعنی تضعیف اسلام والبته ایران عزیز

وقتی خشت اول نادرست بنا شود تا ثریا دیوار کج می رود

مگر اولیای ما ویا پیامبران الهی معتقد به ولایت نبودند ؟ چرا بهر قیمتی پا درعرصه سیاست وحکومت نگذاشتند ؟ 

چون مایل نبودند پایه نادرستی دراسلام بگذارند 

حکومت مال مردم است 

آیا امام عصر بدون همراهی اکثریت قاطع مردم جهان ظهور خواهند کرد؟ هرگز


تفاوت و اشتراک فلسفه عرفان ودین

به نام خدا

فلسفه عرفان ودین یک وجه اشتراک دارند ویک تفاوت عمده

هرسه بدنبال کشف حقیت اند یعنی یک فیلسوف ویا عارف ودین به دین بدنبال مبدا هستی ومنتهای آنند

اما تفاوت آنها در بخش عملی است

فیلسوف ازطریق تفکر وتعقل راه خودرا بدست می آورد وعارف ازطریق  تجربه باطن طی طریق می کند

اما متدین به دین الهی راهی را می رود که برایش ترسیم شده است 

همان اعمال فردی واجتماعی که در پست قبلی آمده است


چارچوب نظام الهی واسلامی

به نام خدا

دین الهی اسلامی دوبخش است نظری وعملی

نظری درباره باورهاست که  باور به خدای یگانه ومبداهستی  ومقصدی که درپیش است که همان اوست

اما چگونه مسیر ازمبدا بسوی مقصد طی شود؟ همان بخش دوم است 

عملی آنچه باید بدان عمل شود وان سه بخش است

یک فردی هرعملی که فرد با خدای خود دارد که همان عبادات است مانند نماز روزه ویا حج...

دو آنچه در رابطه با دیگران باید مراعات کند مانند معاملات وعقود 

سه آنچه دررابطه با حکومت باید عمل کند مانند دادن رای یا بیعت ویا عدم بیعت  ورعایت قوانین حکومت ودرموارد خلاف اعتراض بدان واگر نتواند با حکومت خود کنار آید ازآن مکان هجرت کند

این موارد درتمام ادیان الهی یکسان است ودرآخرین دین بطور کامل وشفاف آمده است.

 

اکثریت با کدام بخش ازمردم است؟

به نام خدا

با توجه به آمار شرکت کنندگان در انتخابات مجلس خبرگان و مجلس شورای اسلامی  حداکثر طرفداران نظام موجود درکشور ۳۰ درصد است.

ازطرف دیگر طرفداران سکولاریسم واحتمالا سلطنت درخارج وداخل کشور جمعا ۲۰ درصد تخمین زده می شود.

درنتیجه نیمی ازملت ایران طرفدار سیستم دیگری هستند که خواسته آنان در دوانقلاب مشروطیت واسلامی تامین نگردید وان دموکراسی یا مردم سالاری  بافرهنگ دینی بود نه جدایی دین ازسیاست ونه حکومت روحانیت

در قانون اساسی مشروطه بوضوح آمد ودرقانون اساسی مصوب ۵۸ هم قرار بود چنان باشد اما با زیرآبی مرحوم آیت یک عنصر تندرو طرفدار ولایت فقیه به ملت ایران حقنه شد.

درهرحال خواسته اکثریت ملت ایران تامین نشد وباید بشود تا تجربه جدیدی در جهان اسلام روی دهد وقطعا مورد قبول ۱۰۰ درصد ملت ایران قرار می گیرد

در این سیستم تمامی قوای سه گانه براساس انتخابات آزاد وبدون توجه به دین اشخاص مشخص می گردد اما قوانین مصوب در قوه مقننه با توجه به حقوق بشر واحکام الهی تحت نظر یک شورا خو اهد بود که در موارد اختلاف با رای دوسوم نمایندگان مجلس تصویب می شود

برای برون رفت از بحران فعلی چه باید کرد؟

به نام خدا

جمله معروفی از آقای موسوی منتشر شد که  :مردم دیگر بچه زبانی بگویند این نظام را قبول ندارند؟

شاید در این سوال  امیدی مشاهده نمی شود ومردم دیگر راهی نمی بینند.

اما هرگز نباید ناامید شد یاس بزرگترین گناه است همیشه راهی هست

آنچه مسلم است اجانب نمی تو آنند راهگشا باشند آنان دنبال اهداف پلید خود هستند سکولاریسم کمونیسم متعلق به غرب وحشی است  شرق خود دارای فرهنگ والایی است  وبه ویژه  ایران عزیز ما

این حکومت باید اصلاح گردد والا مصون بودن عالی‌ترین سمت یعنی بردگی مردم وکارگزاران 

چرا که علاوه بر شعار مرگ بر دشمنان  برمخالفان خودنیز شعار مرگ نثار می کند مانند مرگ برضد ولایت فقیه

گویا چاره ای جز پذیرش نیست والبته در انتهای اصل ۱۷۷ قانون اساسی اینرا به ملت ایران حقنه کرده اند

در هرحال باز راهی یافت می شود وان بازگشت به خویشتن خویش است

نه سکولاریسم  نه حکومت دینی وروحانی  

تجمع دین وجمهوریت تنها دریک صورت ممکن است ودرقانون اساسی مشروطیت وجودداشت اما شاهان توجه نکردند وچوبش را خوردند

دین تنها در قوه مقننه باید درتنظیم قوانین مورد نطر باشد ولی هرسه قوه باید مردم سالارانه منتخب ملت باشند وروحانیت به حوزه ها برگردد

طرح قانون اساسی آینده را قبلا اعلام کرده ام

درمورد اعلام خواسته همانگونه که با عدم شرکت درانتخابات  نظام دچار مشکل شد همین راه یک حرکت مدنی ودرست است وبنوعی مقاومت منفی است که حق هر انسانی است

زمین سوخته یا نسل سوخته

به نام خدا

بیاد دارم فردی تندرو از طرفداران نظام حاکم می گفت اگر مارا کنار بزنند زمین سوخته را تحویل می دهیم

بله امروز بنده عرض می کنم  مهمتر از زمین سوخته نسل سوخته ای است که هم اینک در خارج ازکشور ودرداخل سرگردانند

آن روز که با صدای الله اکبر وارد میدان شدم نمی دانستم که بدون آگاهی وارد سیاستی شده ام که پیش از واگذاری زمین سوخته فرزندان مرا سوخته است به عبارتی نسلی را ویران نموده است

درآغاز دل بمردان حق دادیم وبناگاه آنان را طعمه مرگ نمودند وکسانی جانشین آنان شدند که لیاقت نداشتند

مردم سالاری را با تفاسیر دینی تندروانه به کنار زدند وحکومت را خود بدست گرفتند وبرطبل انقلاب جهانی کوبیدند وامروز پس از۴۵ سال هنوز اندر خم یک کوچه ایم وهرانچه داشتیم صرف  ابزار نظامی کردند

امروز شرمنده فرزندانم هستم  کما اینکه نسل پیش ازمن شرمنده امثال اجداد من بودند 

آیا می توان با صهیونیست‌ها مصالحه کرد؟

به نام خدا

براساس آنچه آنها ازتورات بیان می کنند هرگز امکان صلح با صهیونیست‌ها وجودندارد

به عبارتی آنها هرگز طالب صلح نیستند ودرفضای جنگی می توانند زیست کنند مانند برخی جانوران که در لجنزار زیست می کنند

اگر طالب صلح بودند با اینکه کشورشان بزور وجعل ساخته شده براساس مصوبات سازمان ملل با قبول دو دولت اسرائیل وفلسطین می توانستند در مرزهای خود زندگی کنند

آنان گمان می کنند که آقای جهانند ودیگران برده اند وقطعا چنین اندیشه ای ازبیخ باطل است واز نظر الهی دینشان منسوخ است واگر چنین نظری دارند باطل گردیده است

بنابراین آنها حتی طالب ازبین بردن اسلام یا جمهوری اسلامی نیستند آنان طالب حکومتی تندرو درایران هستند تا بتوانند مدام جنگ افروزی کنند تا به هدف خود که هرگز دست یافتنی نیست برسند

آنان با دخالت در نظام پهلوی موجب سقوط آنها شدند ودر مسیر ایجاد حکمتی اسلامی وتندرو نیزدخیل بودند

پس جنگ افروزی درذات صهیونیسم است ومقوله صلح درآن جای ندارد

آمریکا وسرمایه داری مقوله دیگری است که می تواند با دیگران کنار آید اما صهیونیسم آنهارا نیز فریب می دهد ودرگیر با دیگران می کند

بنابراین ایران می تواند با قلدری بنام آمریکا کنار آید ولی با صهیونیسم محال است مگر از جنگ طلبی دست برداشته وتغییر یابند که بعید به نظر می رسد